گزارۀ زیر را در نظر بگیرید:
من همهچیز را میدانم.
حالا با فرض درست بودن گزارۀ بالا، گزارۀ زیر، چه ارزشی دارد؟ درست است یا نادرست؟
من میدانم که چه چیزی را نمیدانم.
اگر درست باشد، پس یعنی من چیزی را نمیدانم و میدانم که آن را نمیدانم که در تناقض با گزارۀ «من همهچیز را میدانم» است.
اگر نادرست باشد، پس یعنی من نمیدانم که چه چیزی را نمیدانم و این باز هم در تناقض با «من همهچیز را میدانم» است.
پس چه گزاره درست باشد چه نادرست، در تناقض با گزارهای است که در ابتدا آن را درست فرض کردیم! چه پاسخی به این متناقضنما (پارادوکس) میتوان داد؟ آیا این به این معناست که اصلاً فرضی که در ابتدا داشتیم نادرست بوده و اینکه هیچکس همهچیز را نمیتواند بداند؟