به محفل ریاضی ایرانیان خوش آمدید! لطفا برای استفاده از تمامی امکانات عضو شوید
0 امتیاز
1,068 بازدید
در دبیرستان توسط حسن کفاش امیری (3,252 امتیاز)
  • از مرکز ثقل ذوزنقه ABCDخطی موازی با قاعده های آن به طول a و b عبور می دهیم تا دو ساق را در نقاط E و F قطع کند، طول EF را بیابید
توسط good4us (7,356 امتیاز)
@amir7788 شما چه اطلاعاتی از مرکز ثقل ذوزنقه میتوانید ارائه کنید؟

1 پاسخ

0 امتیاز
توسط MathterMind (71 امتیاز)

اول باید شکل رو ببریم توی دستگاه مختصات تا بتونیم براش فرمول بنویسیم؛ فرض می‌کنیم قاعدهٔ بزرگ پایین به طول $a$ روی محور $x$ یعنی ارتفاع صفر نشسته و قاعدهٔ کوچیک بالا به طول $b$ توی ارتفاع $h$ قرار داره. چون دیواره‌های ذوزنقه صاف هستن، عرض ذوزنقه همین‌طور که میریم بالا به صورت خطی تغییر می‌کنه و می‌تونیم براش یه فرمول طول بنویسیم به صورت $L(y)=a+(\frac{b-a}{h})y$ که نشون میده عرض ذوزنقه تو هر ارتفاعی چقدره. حالا باید ببینیم خط ما دقیقاً تو چه ارتفاعی قرار داره، یعنی ارتفاع مرکز ثقل یا همون $y_G$ رو پیدا کنیم که توی فیزیک و ریاضی از تقسیم «لنگر یا گشتاور اول سطح» به «مساحت کل» به دست میاد. مساحت کل که ساده‌ست و میشه میانگین قاعده‌ها ضرب‌در ارتفاع یعنی $A=\frac{a+b}{2}h$، ولی برای گشتاور باید انتگرال بگیریم؛ یعنی باید حاصل‌ضرب ارتفاع $y$ در عرض ذوزنقه رو تو کل ارتفاع جمع بزنیم که میشه انتگرال $\int_{0}^{h}y(a+\frac{b-a}{h}y)dy$. وقتی این انتگرال رو حساب کنیم، جملاتمون میشن $\frac{a}{2}h^2$ به اضافهٔ $\frac{b-a}{3}h^2$ که اگه ساده‌ش کنیم و فاکتور بگیریم، گشتاور میشه $h^2(\frac{a+2b}{6})$. حالا اگه این مقدار رو به مساحت کل تقسیم کنیم، جای دقیق مرکز ثقل مشخص میشه: $y_G=\frac{h(a+2b)}{3(a+b)}$.

حالا که فهمیدیم خط برش ما دقیقاً کجاست، کافیه این ارتفاع $y_G$ رو برداریم و بذاریم توی همون فرمول طولی که اول کار نوشتیم تا اندازهٔ پاره‌خط $EF$ به دست بیاد. با جایگذاری مقدار، معادله میشه $EF=a+\frac{b-a}{h}(\frac{h(a+2b)}{3(a+b)})$ که خوشبختانه $h$ از صورت و مخرج خط می‌خوره و می‌مونه $EF=a+(b-a)\frac{a+2b}{3(a+b)}$. برای اینکه این عبارت رو ترتمیز کنیم، باید مخرج مشترک $3(a+b)$ بگیریم؛ این کار باعث میشه جملهٔ اول یعنی $a$ در مخرج ضرب بشه و بشه $3a^2+3ab$ و جملهٔ دوم هم که ضرب دو تا پرانتز $(b-a)(a+2b)$ هست تبدیل میشه به $ab+2b^2-a^2-2ab$ یا ساده‌ترش $-a^2-ab+2b^2$. حالا وقتشه که همه رو با هم جمع‌وجور کنیم؛ $3a^2$ منهای $a^2$ میشه $2a^2$ و $3ab$ منهای $ab$ میشه $2ab$ و اون $2b^2$ هم که سر جاش می‌مونه. پس صورت کسر نهایی شد $2a^2+2ab+2b^2$. اگه از عدد ۲ فاکتور بگیریم، به فرمول نهایی و قشنگ مسئله می‌رسیم که میگه طول پاره‌خط مورد نظر برابر با $\frac{2(a^2+ab+b^2)}{3(a+b)}$ هست.

یکی از اولین و بهترین وظایف معلم این نیست که به شاگردانش این احساس را القا کند که مسائل ریاضی ارتباط کمی با یکدیگر دارند و اصلا هیچ ارتباطی با چیزی دیگ ندارند. هنگامی که دوباره به راه حل مساله نگاه می کنیم از موقعیتی طبیعی برای تحقیق در مورد ارتباط های بین یک مساله برخوردار می شویم.
...