توجه کنید که $h_i(x)=L_i(x)+L_{i+1}(x)$ در دو نقطهٔ ابتدا و انتهای بازهٔ $[x_i,x_{i+1}]$ برابر یک میشود. علت آن بدیهی است، به یاد دارید که چندجملهای $i$ام لاگرانژ در نقطهٔ $i$ام یک و در بقیهٔ نقاط $x_j$ ($j\neq i$) صفر میشود.
اکنون اگر مشتق دوم آن منفی میشد این نتیجه را داشتیم که کمینهٔ تابع $h_i$ در این بازه یک است. چرا که از ابتدای بازه از یک شروع میکند و افزایش مییابد تا به تنها اکسترمم نسبی موجود در این بازه میرسد که بیشینهٔ نسبی است و سپس کاهش مییابد تا به انتهای بازه برسد که یک شود.
در حالت سه نقطه اثبات آن ساده است. برای هر دو تابع $h_0$ و $h_1$ با انجام محاسبات معمولی دارید که مشتق یکم یک تابع خطی میشود با ریشهای اکیدا داخل بازه و مشتق دوم عدد ثابت منفی میشود.
اما پیش از اینکه برای حالت کلی را ثابت کنیم به خود چندجملهایهای لاگرانژ نگاه کنید.
توجه کنید که چندجملهایهای لاگرانژ درجهشان برابر تعداد نقاطتان منهای یک است. بعلاوه ریشههایش ساده هستند. در واقع دقیقا نقطههای درونیابیتان غیر از نقطهٔ
$i$
اُم هستند. در بین این ریشهها کاملا منفی یا کاملا مثبت است. یعنی مقدارش در ابتدای یکی از این بازهها صفر است و سپس مثبت (منفی) میشود و تا آخر بازه مثبت (منفی) میماند و در انتهای بازه صفر میشود و در بازهٔ
$[x_{i-1},x_{i+1}]$
مثبت است. برای رُخ دادن این کار بدون اینکه علامت مشتق آن تغییر کند راه دیگری نیست. بعلاوه برای اینکه در بازهٔ بعدی دوباره مشتق تغییر علامت میدهد باید یک نقطهٔ عطف نیز داشته باشیم. در نتیجه دست کم در هر بازه یک اکسترمم نسبی و به ازای هر دو بازه یک نقطهٔ عطف هست. ثابت میکنیم که بیشتر از آن نخواهد داشت. دلیل آن روشن است. اگر بخواهد تعداد نقاط اکسترمم از تعداد بازهها اکیدا بیشتر شود باید درجهٔ چندجملهایِ مشتق اکیدا بیشتر از تعداد بازهها شود ولی مشتق یک چندجملهای از درجهٔ
$n-1$
که
$n$
تعداد نقاط است از درجهٔ
$n-2$
است که دقیقا برابر تعداد بازههاست. پس تناقض میشود و از آنجا نتیجه میشود که در هیچ بازهای بیشتر از یک اکسترمم نداریم. اکنون اگر تعداد نقطههای عطف اکیدا بیشتر از تعداد دوبازههای همسایه باشد آنگاه درجهٔ چندجملهایِ مشتق دوم باید اکیدا بزرگتر از این عدد باشد. ولی مشتق دوم یک چندجملهای از درجهٔ
$n-1$
برابر
$n-3$
یعنی تعداد بازههای
$[x_i,x_{i+2}]$
یا همان دوبازهایهای همسایه است
$[x_i,x_{i+1}]\cup[x_{i+1},x_{i+2}]$
. پس دوباره تناقض و از آنجا نتیجه میشود که در هر دو بازهای یک نقطه عطف بیشتر نداریم.
$h_i$
در
$x_j$
های
$j\neq i,i+1$
صفر است و در آن دو نقطه یک است. چون در این نقطههای گفته شده ریشهٔ ساده دارد پس مانند بحث
$L_i$
ها اگر بیاییم بازهٔ
$[x_i,x_{i+1}]$
را حذف کنیم و یک نقطه در نظر بگیریم و نمودار پس از
$x=x_{i+1}$
را به نمودار پیش از
$x=x_i$
بچسبانیم، باید
دستکم
$(n-1)-3$
نقطهٔ عطف داشتهباشیم. بازه را برمیگردانیم، توجه کنید که تقعر پیش و پس از این بازه رو به پائین است. اگر به فرض خلف نقطهای در این بازه وجود داشته باشد که مقدار
$h_i$
کمتر از یک بشود پس باید حتما یک تقعر رو به بالا رُخ بدهد و گر نه امکان همزمان هر دوی آمدن از مقدار بیشتر به آن و برگشت به مقدار بیشتر از آن نخواهد بود. اما این یعنی یک نقطهٔ عطف بین
$x_i$
و آن نقطه و یک نقطهٔ عطف دیگر بین آن نقطه و
$x_{i+1}$
وجود دارد. توجه کنید که در این صورت تعداد نقطههای عطف
$h_i$
در کل محور دستکم برابر شد با
$((n-1)-3)+2=n-2$
. اما
$h_i$
چندجملهای از درجهٔ
$n-1$
است و مشتق دومش از درجهٔ
$n-3$
پس حداکثر
$n-3$
که از
$n-2$
کمتر است میتواند ریشه داشتهباشد. پس به تناقض رسیدیم و از آنجا نتیجه میشود که هیچ نقطهای بین
$x_i$
و
$x_{i+1}$
نیست که
$h_i$
در آن کمتر از یک شود.
البته این اثبات برای
$i=1$
و
$i=n$
میلنگد زیرا که نقطهای پیش (پس) از آن که مطمئن باشیم مقدار
$h_i$
کمتر از یک باشد نداریم. در حالتهای غیر از این دو از این استفاده میشد که ریشه پیش (پس) از آن داشتیم. به هر حال فعلا تا اینجا به ذهنم رسیدهاست. امیدوارم دفعهٔ پسین که دوباره رویش فکر کردم این خلاء را نیز پر کنم.