پارادوکس باناخ-تارسکی، یک پارادوکس منطقی است که در آن یک شیء به دو قسمت تقسیم میشود و سپس با استفاده از چندین عملیات ساده، هر دو قسمت به اندازه و شکل قبلی خود بازسازی میشوند. به عبارت دیگر، این پارادوکس نشان میدهد که با انجام عملیاتهای ساده، میتوان یک شیء را بازسازی کرد، حتی اگر این عملیاتها شامل تغییرات کوچک و بدون اهمیت باشند.
این پارادوکس نشان میدهد که مفهوم شکل و حجم در جهان واقعی، به طور کامل با قوانین منطق سازگار نیست و ممکن است به نظر منطقی نیاید. این پارادوکس به نام دو ریاضیدان اروپایی باناخ و تارسکی نامگذاری شده است که در دهه ۱۹۳۰ به آن رسیدند.
برای توضیح پارادوکس باناخ-تارسکی، میتوانیم فرض کنیم که یک کره را به دو نیمه تقسیم میکنیم. سپس این دو نیمه را به دو بخش کوچکتر تقسیم میکنیم و هر بخش را به دو بخش کوچکتر تقسیم میکنیم. این عملیات را تا زمانی ادامه میدهیم که به بخشهای بسیار کوچک و جزئی برسیم. در این حالت، هر بخش به شکل یک کره کوچک با شکل و حجم مشابه نیمه اولیه خود بازسازی میشود.
این پارادوکس نشان میدهد که با انجام عملیاتهای ساده، میتوان یک شیء را بازسازی کرد، حتی اگر این عملیاتها شامل تغییرات کوچک و بدون اهمیت باشند. این مفهوم با قوانین منطق سازگار نیست و به نظر منطقی نمیآید. به همین دلیل، پارادوکس باناخ-تارسکی یکی از پارادوکسهای معروف در فلسفه و منطق است.