به محفل ریاضی ایرانیان خوش آمدید! لطفا برای استفاده از تمامی امکانات عضو شوید
+3 امتیاز
1,724 بازدید
در دانشگاه توسط mansoormahabadi (71 امتیاز)
ویرایش شده توسط AmirHosein

می‌خواهم نشان دهم که هرگاه $ f_{1} $ نیم پیوسته بالایی و $ f_{2} $ نیم پیوسته پایینی باشد آنگاه $f= f_{1}+ f_{2} $ نیم پیوسته بالایی است.

همچنین هرگاه$ f_{1} $نیم پیوسته پایینی و $ f_{2} $نیم پیوسته بالایی باشد آنگاه $f= f_{1}+ f_{2} $ نیم پیوسته پایینی است.

2 پاسخ

+3 امتیاز
توسط Maisam.Hedyehloo (651 امتیاز)

دوست عزیز, چنین حکمی برقرار نیست.

** مثال نقض:**

فرض کن $f_1(x)=x^2$ که در $x=0$ , $f_1(x)=3$ و هم چنین فرض کن, $f_2(x)=x^2$ که در $x=0$ , $f_2(x)=-6$ که نشان میدهد: $f= f_{1}+ f_{2}$ نیم پیوسته پایینی است. با الگو برداری می توانید مثال نقض برای حالت دوم نیز بسازید.

+1 امتیاز
توسط AmirHosein (19,734 امتیاز)
ویرایش شده توسط AmirHosein

عمل جمع جابجایی نیست؟ به نظرتان $f_1+f_2$ با $f_2+f_1$ تفاوتی ایجاد می‌کند؟ بنابراین اینکه در یکی تابع یکُم را نیم‌پیوستهٔ بالایی گرفته‌اید و دومی را پائینی تفاوتی با دومی که تابع یکُم را پائینی و تابع دوم را بالایی گرفتید ندارد. و در اینصورت اگر ادعایتان درست باشد چرا یک ضرب نمی‌گوئید جمع دو تابع که یکی نیم‌پیوستهٔ بالایی و دیگری پائینی باشد، تابعی پیوسته (معمولی) می‌شود؟

برگردیم به پرسش.

تعریف نیم‌پیوستهٔ بالایی و نیم‌پیوستهٔ پائینی را یادآوری می‌کنیم. یک تابع $f\colon\mathbb{R}\to\mathbb{R}$ را نیم‌پیوستهٔ بالایی گوئیم هر گاه برای هر نقطهٔ $x_0\in\mathbb{R}$ داشته‌باشیم $f(x_0)\geq\limsup_{x\to x_0}f(X)$. یعنی در هر نقطه‌ای، مقدار تابع باید از بزرگترین حد دنباله‌های $\lbrace f(x_i)\rbrace_{i=1}^\infty$ای که $\lbrace x_i\rbrace_{i=1}^\infty$ها به $x_0$ میل می‌کنند بزرگتر یا مساوی باشد. خیلی ساده می‌توانید ببینید که یک تابع پیوسته، نیم‌پیوستهٔ بالایی نیز است. چرا؟ چون برای هر دنبالهٔ $\lbrace x_n\rbrace\to x_0$ داریم $\lbrace f(x_n)\rbrace\to f(x_0)$ پس مجموعهٔ حدهایی که باید از آن بیشینه بگیریم تک‌عضوی است پس $\limsup_{x\to x_0}f(x)$ برابر با $f(x_0)$ است که در شرط بزرگتریامساوی صدق می‌کند. اکنون به عنوان تمرین ساده می‌توانید نشان دهید که اگر یک تابع افزایشی (نه الزاما اکید) داشته‌باشیم، آنگاه نیم‌پیوستهٔ بالایی است اگر و تنها اگر در نقطه‌های ناپیوستگی‌اش مقدارش برابر با حد راستش باشد. به روش یکسان نیز نیم‌پیوستهٔ پائینی تعریف می‌شود و نکته‌های یکسانی را داریم. برای نمونه، یک تابع افزایشی، نیم‌پیوستهٔ پائینی است اگر و تنها اگر در نقطه‌های ناپیوستگی‌اش، مقدارش برابر با حد چپش باشد.

پس خیلی راحت تابع جزء صحیح که افزایشی (نااکید) و پیوسته از سمت راست، در نتیجه نیم‌پیوستهٔ بالایی است و تابع سقف (مانند جزءصحیح است با این تفاوت که عددهای ناصحیح را به سمت بالا گرد می‌کند پس سقفِ $3.14$ می‌شود ۴ نه ۳) که افزایشی (نااکید) و پیوسته از سمت چپ، در نتیجه نیم‌پیوستهٔ پائینی است را در نظر بگیرید. در زیر نمودار این دو تابع رسم شده‌اند. توجه کنید که در انگلیسی floor و ceiling به ترتیب به معنای کف و سقف هستند که برای همین نیز برخی تابع جزءصحیح و سقف را با floor و ceil نمایش می‌دهند. دستورهای رسم این نمودارها با نرم‌افزار Maple نیز گذاشته‌شده‌اند.

floorLineSegments:=[seq(plot([[i,i],[i+1,i]],'color'='blue'),i=-5..5)]:
floorFilledPoints:=plots:-pointplot([seq([i,i],i=-5..5)],'symbol'='solidcircle','symbolsize'=20,'color'='blue'):
floorEmptyPoints:=plots:-pointplot([seq([i+1,i],i=-5..5)],'symbol'='solidcircle','symbolsize'=20,'color'='white'):
floorPointsBorders:=plots:-pointplot([seq([i,i],i=-5..5),seq([i+1,i],i=-5..5)],'symbol'='circle','symbolsize'=20,'color'='blue'):
floorDottedLines:=[seq(plots:-display(plottools:-line([i,i-1],[i,i],'linestyle'='dot','color'='red')),i=-5..5)]:
floorText:=plots:-textplot([-4.5,3,'typeset'(y=floor(x))],'font'=['times',18],'color'='black','align'={'above','right'}):
plots:-display(seq(floorLineSegments[i],i=1..numelems(floorLineSegments)),floorFilledPoints,floorEmptyPoints,floorPointsBorders,seq(floorDottedLines[i],i=1..numelems(floorDottedLines)),floorText,'view'=[-5..5,-5..5],'labels'=[x,y]);

توضیحات تصویر

ceilLineSegments:=[seq(plot([[i,i+1],[i+1,i+1]],'color'='blue'),i=-5..5)]:
ceilFilledPoints:=plots:-pointplot([seq([i,i],i=-5..5)],'symbol'='solidcircle','symbolsize'=20,'color'='blue'):
ceilEmptyPoints:=plots:-pointplot([seq([i,i+1],i=-5..5)],'symbol'='solidcircle','symbolsize'=20,'color'='white'):
ceilPointsBorders:=plots:-pointplot([seq([i,i],i=-5..5),seq([i,i+1],i=-5..5)],'symbol'='circle','symbolsize'=20,'color'='blue'):
ceilDottedLines:=[seq(plots:-display(plottools:-line([i,i],[i,i+1],'linestyle'='dot','color'='red')),i=-5..5)]:
ceilText:=plots:-textplot([-4.5,3,'typeset'(y=ceil(x))],'font'=['times',18],'color'='black','align'={'above','right'}):
plots:-display(seq(ceilLineSegments[i],i=1..numelems(ceilLineSegments)),ceilFilledPoints,ceilEmptyPoints,ceilPointsBorders,seq(ceilDottedLines[i],i=1..numelems(ceilDottedLines)),ceilText,'view'=[-5..5,-5..5],'labels'=[x,y]);

توضیحات تصویر

و اما اکنون جمع این دو تابع را در نظر بگیرید. نمودار آن را در زیر می‌بینید.

sumLineSegments:=[seq(plot([[i,2*i+1],[i+1,2*i+1]],'color'='blue'),i=-5..5)]:
sumFilledPoints:=plots:-pointplot([seq([i,2*i],i=-5..5)],'symbol'='solidcircle','symbolsize'=20,'color'='blue'):
sumEmptyPoints:=plots:-pointplot([seq([i,2*i+1],i=-5..5),seq([i,2*i-1],i=-5..5)],'symbol'='solidcircle','symbolsize'=20,'color'='white'):
sumPointsBorders:=plots:-pointplot([seq([i,2*i],i=-5..5),seq([i,2*i+1],i=-5..5),seq([i,2*i-1],i=-5..5)],'symbol'='circle','symbolsize'=20,'color'='blue'):
sumDottedLines:=[seq(plots:-display(plottools:-line([i,2*i-1],[i,2*i+1],'linestyle'='dot','color'='red')),i=-5..5)]:
sumText:=plots:-textplot([-4.5,3,'typeset'(y=floor(x)+ceil(x))],'font'=['times',18],'color'='black','align'={'above','right'}):
plots:-display(seq(sumLineSegments[i],i=1..numelems(sumLineSegments)),sumFilledPoints,sumEmptyPoints,sumPointsBorders,seq(sumDottedLines[i],i=1..numelems(sumDottedLines)),sumText,'view'=[-5..5,-5..5],'labels'=[x,y]);

توضیحات تصویر

همان‌گونه که می‌بینید یک تابع افزایشی (نااکید) است که در نقطه‌های صحیح از هیچ سمتی پیوسته نیست. در نتیجه نه نیم‌پیوستهٔ بالایی است و نه نیم‌پیوستهٔ پائینی. پس هر دو ادعایتان رد می‌شوند.

ریاضیدان، کسی است که شباهت ها را بین قضایا دریابد. ریاضیدان بهتر کسی است که بتواند شباهت بین برهان ها را ببیند. بهترین ریاضیدان کسی است که بتواند به شباهت بین نظریه ها توجه کند. و می توان تصور کرد که ریاضیدان نهایی کسی است که بتواند شباهت بین شباهت ها را مشاهده کند.
...