چرا این تعریف، از بقیهٔ تعریفها بهتر است؟ صرفاً چون رابطهٔ
$x^ax^b=x^{a+b}$ برقرار میماند و این یکی از روابط اساسی است، آن را
اینگونه تعریف میکنیم یا اینکه دلایل دیگری هم دارد؟
دلیل این امر برعکس است: چون $x^ax^b=x^{a+b}$ پس $x^0=1$.
اثبات $x^ax^b=x^{a+b}$ بدون استفاده از $x^0=1$ (با استقرا بطور مثال) قابل انجام است.
با استقرا روی $m,n$ داریم:
$x^m\cdot x^{n+1}=x^m\cdot (x^n\cdot x)=(x^m\cdot x^n)\cdot x=x^{m+n}\cdot x=x^{m+n+1} \, .$
و دیگر نیازی به نوشتن حالت $m+1$ نداریم چون $n$ و $m$ قابل جابهجایی اند.
اول $x^ax^b=x^{a+b}$ اثبات میشود و از آن نتیجه میشود که $x^ax^0=x^{a+0}=x^a$ در نتیجه $x^0$ باید عضو خنثی ضرب باشد.
حال چرا تنها عضو خنثی ضرب در میدان اعداد حقیقی یک است؟
برهان خلف: فرض کنید $x,1$ دو عضو متفاوت خنثی ضرب هستند. درنتیجه داریم:
$$x\cdot 1 = 1\cdot x =1 \land 1\cdot x=x\cdot 1 = x \rightarrow x=1$$
که به تناقض میرسد.